الفيض الكاشاني

109

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى )

لا ملجأ لنا فاليك التجائنا * درياب خير را به دو دست دعاى فيض تا از فناست فاتحهء دفتر وجود * بادا طراز خاتمه آن بقاى فيض « 1 » از جنگ عرفان نامهء منظوم مرحوم مير محمد طباطبائى متخلّص به « خير » به ملّا محسن فيض قدّس سرّه به خدائى كه ز فيضش بود آثار وجودم * كه در ايام فراق تو نه بودم نه نبودم چه توان گفت كه بودم چه به خود هيچ نباشم * نتوان گفت نبودم چو همه ياد تو بودم سينه جُز جلوه‌گه نقش جمال تو نكردم * ديده را جُز به خيال كف پاى تو نسودم بجز از حرف جميل تو نه خواندم نه نوشتم * بجز از وصف جمال تو نه گفتم نه شنودم من نه آنم كه دگرگونه كند دورى عهدم * با تو هر عهد كه بستم همه برجاست عهودم از زمانى كه گشودم به رخت چشم ، نبستم * ديده از غير تو آن روز كه بستم نگشودم بىتو گر ديده گشايم همه اشكم ، همه رشگم * ور دمى بىتو برآرم همه آهم همه دودم طبع هجران تو در هر نفسى كرد تلافى * آنچه با صيقل وصل تو ز آئينه ز دردم غنچهء دل نشكفتم چون توئى باغ و بهارم * راحت جان چو تونى هيچ براحت نفزودم عيد نوروز بسى بر من غمگين گذرد ليك * چه طرب بىتو ز عيدم چه نوا بىتو ز عودم نقد اشكى به دلم بود كه در پاى تو ريزم * غمت از ديده به‌يك‌بار فروريخت نقودم سزد ار زار بنالم كه مرا جمله تو بودى * رسد ار باك ندارى كه منت هيچ نبودم باورم دار كه بىشاهد وصل تو شهيدم * آه سرد و رخ زرد و دل پُردرد شهودم كرده در من اثر كاهى با ذكر تو از بس * در صبورى ز تو كاهيدم و در شوق فزودم

--> ( 1 ) - بعض ابيات تكرارى است .